الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
85
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
رفع است توضيح بيشتر در اين رابطه در مبحث دوم شبهه سوم خواهد آمد . 2 و 3 . كلمة من الاحكام و نحوها : الاحكام در اين تعريف جمع با الف و لام است و چنين جمعى مفيد عموم است و مراد تمام احكام شرعيه است اعم از تكليفيه و وضعيه كه وضع و رفع آنها در دست شارع است و منظور از نحوها عبارت است از كليهء امور ديگرى كه وضع و رفع آنها در دست شارع بما هو شارع است نظير اينكه شارع صلوه را كه مجموعهاى از ماهيات مختلفه است جعل و اعتبار مىنمايد آنگاه وجوب را برآن بار مىكند ، صلوه مجعول شرعى است ، حج معتبر شارع است و . . . با اين قيد كليه امورى كه وضع و رفع آنها به دست شارع بما هو خالق الكائنات است از تعريف نسخ خارج شدند ؛ زيرا در آنها تعبير به نسخ نمىشود بله به جاى نسخ كلمهء بداء به كار مىرود ، و بداء بهطور خلاصه در لغت عرب به معناى ظاهر شدن و آشكار گرديدن آمده ، يعنى امرى مبهم و ناپيدا بود ، پس از مدتى پيدا و معلوم گشت مىگويند : « بدا لك » . فى المثل لباس شما خونى بود ، با همان لباس وارد نماز شدى ، ثم بدا لك اى ظهر لك كه جامهء شما متنجس به خون بوده ، و در اصطلاح دانشمندان بداء در موردى به كار مىرود كه بنا بود چيزى در جهان تكوين به وقوع بپيوندد ، ولى واقع نشد ؛ نظير داستان عذاب قوم يونس كه حضرت يونس عليه السّلام از خداوند درخواست عذاب نمود و خداوند وعده داد كه به زودى عذاب خواهم فرستاد و دستور داد كه حضرت يونس از ميان قوم خود بيرون رود ، ولى پس از مدت موعود حضرت يونس به ميان قومش برگشت تا آثار عذاب الهى را ببيند . ناگهان با كمال تعجب مشاهده نمود كه همهء مردم طبق روال هميشگى مشغول به كار و فعاليتاند . اينجا بود كه وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً . مثال ديگر : عيسى بن مريم عليه السّلام از كوچهاى عبور مىكرد كه در آنجا عروسى بود . به ياران خويش فرمود : امشب يا فردا اين عروس مىميرد ، ولى مرگ به سراغ وى نيامد . بعدها معلوم شد كه آن شب ، صدقه داده و رفع بلا كرده بود . اينها نمونهها و مصاديقى از مصداقهاى متعدد بداء است . حاصل اينكه خداوند متعال داراى دو منصب است : 1 . خالق كائنات است و در